خرید بک لینک

عاشق این م که میتونم چند وقت یه بار اونقدر به بابا اصرار کنم که منو ببره سمت قطعات هنرمندان (حتی اگه خلاف میل درونی ش باشه) هر چند این رفتن ها منو راضی نمیکنه. باید کلی وقت بهم بدن. کلی وقت. مثلا 3 -4 ساعت!

باید یه بنر بزرگ درست کنم, با جوهر سبز پررنگ و قلم مو جدیدم, با دستخط خودم, روش بزرگ بنویسم: "تنها لطف و احترامی که میتوانید به جای بیاورید این است که روی سنگ قبرها پا نگذارید, اینها زنده اند! "

این مشکلی که تو سرتاسر بهشت زهرا هست منو واقعا آزار میده, خب همونقدر که ما دوست نداریم سنگ قبر عزیزامون پر از خاک و گل و رد پا باشه, همون سنگی هم که از روش رد میشیم, یه عده آدم همین حس رو بهش دارند!

+این موضوع تو قطعه هنرمندان و فرشتگان به مراتب بیشتر اذیتم میکنه.

امروز به قولم عمل کردم.
یه مقدار گل گرفتم (همه گل های تو عکس مال من نبود), مامان هم یه مقدار گرفت برد سر خاک آقا جون. خداروشکر اون موقع که رفتیم قطعه هنرمندان آدمای زیادی نبودند. گل هام رو چیدم رو سنگش( تاکید شود که قرینه نباشد...!) همون موقع ها بود یه خانومه اومد. نسبتا پیر بود ولی چهره دل نشینی داشت. گفت : اینارو تو گذاشتی؟ یه نگاه انداختم به مامان بعد گفتم : آره. خود خودم. لب خند زد و گفت: مرسی عزیزم. و ادامه داد: میشه بیای کمکم کنی گل های منم با هم بزاریم؟
یه عالمه گل دستش بود. یعالمه. تا حالا دسته گلی به اون بزرگی رو یه جا ندیده بودم... این عکس شد آخرش ( شلوغ شد.. قرینه شد.. :( )
قرار شد لا مینور رو بزنیم, و هر کی بهتر زد واسه اون یکی بستنی بخره و یه جریمه واسه کسی که خوب نزده گذاشتیم, گفتم کسی که برنده نشد لا مینور رو ضبط میکنه سر کلاس باید پخشش کنه! یکم فک کرد و گفت : نه. این دیگه خیلی تکراری شده. جریمه ش اینه که قول بده چند شاخه گل بخره و هر وقت رفت بهشت زهرا ببره سر خاک وارسته! گفتم: مشکلی نداره. ولی من مشخص نمیشه کی بتونم برم. همه چی به مامان بستگی داره.
لب خند زد گفت عب نداره. هر وقت :)
از اول هم میدونستم من نمیتونم لا مینور رو بزنم ولی دوست داشتم سریع تر برسم به قسمت جریمه ش:))


#عشق_است_این_مردنوشته:

بر من ببخشایید
اگر چه خیلی دیر, خیلی دور
ولی احساس می کنم , رسیده ام, شاید,
به شما, به ما.... به او



استاد شما هنوزم هستین واسه ما :)

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 21:16

صفحه بندی