خرید بک لینک
ای دل من، گرچه ـ در این روزگار ـ
جامة رنگین نمیپوشی به کام،
بادة رنگین نمیبینی به جام،
نقل و سبزه در میان سفره نیست،
جامت ـ از آن می که میباید ـ تهی است،
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب!
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار.
-سهراب سپهری-

فصل جدیدی ورق میخورد. هر روز صبح پرندگان, ملودیٍ سحرگاهٍ بودن را با کلاویه های پیانو ای مشکی بر باران ها پیاده می کنند. گل ها لبخند می زنند, سبز ها پررنگ تر میشود, ماهٍ اتمسفرم به این شروع چشمک میزند. درختان در ورود بهار به پا می خیزند, دامن می گسترانند و اشعه های خورشید را در این شهر می پاشند. این است بهار. شوق ساعت کوکیٍ درخت برای زنگ زدن, شوق اشاره به شروع کنسرت پرندگان.
هوا خوب است مراقب لبخندت باش. شال و کلاهت را دیگر نیاز نداری, چترت را هم باز نکن. میتوانی شعله بخاری ها را هم خاموش کنی تا به استقبال بهار برویم:)

#انعکاس_خوشبختی_در_این_حوالی:)
#بوی_عیدی_فرهاد_مهراد

+ ممنونم از حریر جانم:) و رادیو بلاگیهای عزیز

برچسب: نویسنده: زهرا فدایی تاريخ: جمعه 27 اسفند 1395 ساعت: 1:01

صفحه بندی